محمد تقي الأستر آبادي

ديباچه 26

شرح فصوص الحكمة

در ذيل چگونگى سهم هر استعدادى در اكتساب تصورات « 1 » نشان مىدهد : « مىتوان چنين فرض نمود كه عقل بدون واسطه صور اشياء محسوس را وقتى كه در تحت حواس قرار گرفتند در مىيابد : حقيقت چنين نيست چرا كه وسائل و وسائطى وجود دارد حواس تصويرات اشياء محسوس را بيرون مىكند و آنها را به حس مشترك منتقل مىسازد و حس مشترك به نوبهء خود آنها را به قوهء متخيله مىسپارد . از آنجا با قوهء مميزه اصلاح و منقّح مىشوند و پس از اين كه اصلاح شود از متخيله به « تعقل » منتقل مىگردند » « 2 » . در اينجا ملاحظه مىشود كه چگونه اين نظريه با توجيه ساده و ناشيانه مؤلف فصوص كه هيچ يك از قوى را در بدست آوردن تصورات دخالت نمىدهد اختلاف بارز دارد . ج - آزادى و جبر علمى دربارهء اين مسأله رأى مؤلف فصوص بسيار قاطع و جزمى است . او گويد قسمت انتخابى جز انتخاب و قسمتى ازلى وجود ندارد . هر چه كه خلق شد از عللى نشأت گرفته كه مبناى آن ارادهء ازلى است از پيش بر روى لوحى در آن هنگام كه « قضا » تولد يافته است سرنوشت هر كسى نوشته شده و اين قضا به وساطت ملائكه بطور قهر و جبر بر مخلوقات « 3 » نازل شده است اين رأى كاملا از انديشه فارابى كه طرفدار مطلق حريّت انسان است بدور است . بر حسب نظر وى « انسان واجد تمايلى مستدل و منطقى است كه او را از ساير حيوانات ممتاز مىسازد . اين تمايل « انتخاب آزاد » و « انتخاب عقلى » ناميده مىشود و همين ميل است كه آنچه را كه ممدوح است انجام دهد و از آنچه كه مذموم است بپرهيزد . و از همين

--> ( 1 ) - صفحات 97 و 98 رسالهء جوابات الرسائل فارابى . ( 2 ) - صفحات 48 و 49 و 75 فصوص . ( 3 ) - صفحات 47 - 77 و 78 فصوص .